چهارشنبه ٠١ شهريور ١٣٩٦
پایگاه اطلاع رسانی بنیاد فرهنگی سعدی شیرازی ضمن تشکر از حضور شما منتظر پیشنهادها و نقدهای سازنده جنابعالی در مورد مطالب این پایگاه از طریق منو «ارتباط با ما» و زیر منوی «ارسال پیام» می‌باشد.
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب این پایگاه چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4365
 بازدید امروز : 448
 کل بازدید : 1110628
 بازدیدکنندگان آنلاين : 8
 زمان بازدید : 1.0311
ساعت
پيشينه روابط فرهنگي

امروز واژه فرهنگ و استفاده متدوال و فراوان از آن در محاورات روزانه دارای آن حدی از فراوانی است که شاید کمتر بخواهیم به تعریف دقیق آن نگاه کنیم چرا که به شکل تعریف نشده ای در عمل،  زندگی روزانه مان را معادل با آن می شناسیم. اما اگر بخواهیم کمی در معنای این واژه دقیق تر شویم علیرغم تمام تفاوتهایی که از نگاه جامعه شناسان و مردم شناسان در تعریف آن می تواند وجود داشته باشد اما در یک نگاه کلی و بعنوان وجه اشتراک تمامی این تعاریف فرهنگ مجموعه‌ای از باورها ، ارزشها و رفتارهای گروه‌های انسانی است که در طول زمان و در سیر زندگی اجتماعی آنرا کسب می نمایند  و مجموعه آن تبدیل به آنچیزی می گردد که آنرا را فرهنگ یک قوم یا ملت می نامیم.
واضح و روشن است که فراوانی اقوام مختلف از نژادهای گوناگون در طول تاریخ حیات بشری خود زاینده فرهنگهای گوناگون و متعاقب آن تمدن هایی با نمودهای مختلف بوده است.
در این میان فرهنگ ایرانی که ریشه در تاریخی بیش از 7000 سال دارد به گواهی مستندات و شواهد ثبت شده در منابع معتبر جهانی و نیز قابل رویت در همین امروز،  تاثیرگزار در بسیاری از حوزه های علمی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی از شروع تمدن ثبت شده بشری تا کنون بوده است به گونه ای که در بسیاری از موارد خدمات و کشفیات مردمان ایران زمین سنگ بنای حرکت و توسعه امروز جوامع بشری بوده اند.
درحوزه علوم پایه مانند ریاضیات، جبر و مثلثات ، شیمی ، فیزیک ،زیست شناسی، ستاره شناسی و پس از آن در پزشکی و معماری پایه بسیاری از مباحث موجود در این حوزه ها مربوط به دانشمندان ایرانی و ثبت شده بنام ایشان است. شناساندن قواعد اعشار نویسی در غرب از سوی خوارزمی، کشف الکل از سوی رازی ، روشهای درمان بالینی و آزمایش از بیمار از ابوعلی سینا، قواعد ستاره شناسی از شیخ بهایی که اتفاقا سال 2009 از سوی یونسکو بعنوان سال جهانی نجوم و گرامیداشت این دانشمند ایرانی نامگزاری شده است گوشه هایی از این خدمات هستند. شاید جالب باشد به این نکته اشاره شود که حتی اندیشمندی مانند خیام که بواسطه رباعیات خود در جهان معروف می باشد قبل از آنکه شاعر باشد یک دانشمند ستاره شناس و از بزرگان ریاضی درجهان است به همین دلیل یکی از حفره های کره ماه و نیز سیاره ای بنام وی نامگزاری شده است.
و اما در حوزه فرهنگ نیز دایره برون دادهای فرهنگی ایرانیان جهانی و خارج از دایره زمان و مکان سرزمین های ایرانی بوده است .
شاید بتوان گفت فرهنگ ایرانی از دو مشخصه بارز فرهنگی برخوردار است که به آن هویتی ممتاز می دهد. این دو مشخصه، یکی «هنر و ظرافت » و دیگری « سطح بالای پویایی در زندگی» است که این هر دو در کنار نگاه یکتاپرستی مردمان این سرزمین که از پیش از ورود اسلام به این سرزمین نیز وجود داشت و با ورود اسلام بدان در امتزاج با این دین الهی به شکلی نوینی متبلور گردید و باعث رشد و نمو آن در حد اعلای خود شد،  نمایان است.
فرهنگ ایرانی مملو از ظرافت هایی است که بسیاری از فرهنگهای حاکم بر کشورهای پیشرفته فاقد آن هستند. ظرافت هایی که در راستای پاسخ به "نیاز به خویشتن یابی"  انسان ها و معنا بخشیدن به "بودن" تعبیه شده اند. از این ظرافت های فرهنگی می توان به شعر و ادبیات ایرانی که مملو از مضامین اخلاقی ، عرفانی و بشری می باشد و شهرت و نفوذ جهانی آن و نیز به جایگاه طنز و موسیقی در فرهنگ ایرانی اشاره کرد. جدا از این،  هنرهای تجسمی و لذت های بصری جایگاه ویژه خود را در فرهنگ ایرانی دارد. از فرش ایرانی که در همه دنیا به زیبایی معروف است تا هنرهای میناکاری ، خاتم کاری ، منبت کاری ، معرق کاری و ده ها هنر دیگر ایرانی در کنار آثار تمدنی کهن این سرزمین از جمله اولین منشور حقوق بشر متعلق به زمان تقریبی 2500 سال پیش و بسیاری آثار دیگر که در موزه های بزرگ جهانی برای دید جهانیان به نمایش گذاشته شده است تعبیری جز علاقه وافر ایرانیان به زیبایی ، ظرافت ، صلح دوستی و احترام به نوع بشر نمی توان داشت.
برای بنیاد فرهنگی سعدی شیرازی بسیار موجب افتخار است که امروز توانسته است در سرزمین آلبانی در ماه می سال 2009 وارد شانزدهمین سالی بشود که به نمایندگی از فرهنگ وتمدن ایران اسلامی و در راستای تقویت و توسعه  روابط فرهنگی میان دو کشور حضور داشته باشد.
این بنیاد در تمام طول این سالها تلاش نموده است با تاکید بر نقاط اشتراکات فرهنگی دو کشور در مسیر توسعه آن گام بردارد.
درخصوص نقاط قابل اشتراک فرهنگی و شروع تعاملات فرهنگی در بسیاری از مواقع ممکن است این نیاز پدید آید که این نقاط اشتراک بصورت تصنعی ساخته شوند و آن نقطه شروع روابط فرهنگی میان دو کشور باشد اما در خصوص دو کشور ایران و آلبانی خوشبختانه شواهد و مستندات موجود نمایانگر وجود اشتراکاتی واقعی و نه تصنعی و متعدد برای تعاملات فرهنگی بین دو کشور بوده است شواهدی که نشان می دهد معرفی و نمایش فرهنگ ایرانی در این سرزمین بسیار قبل تر از حضور اشخاص یا نهادهایی از ایران در این کشور  و به شکل خودجوش از سوی بزرگان و فرهیختگان همین سرزمین صورت پذیرفته است.
در قرن 19 تحصیلکردگان و شاعران آلبانیایی متعددی را می یابیم که با زبان و فرهنگ ایرانی آشنا بوده اند.همچنین در گسترش فرهنگ ایرانی در آلبانی نقش مسلمانان بکتاشی نیز در خور توجه است چرا که در هر حال بنیانگزار فکری بکتاشیه حاج بکتاش ولی خراسانی از اهالی نیشابور ایران بوده است که بسیاری از تعالیم فرهنگی ایرانی از وی در ضمن تعالیم دینی در بکتاشیان جای گرفت و با حرکت ایشان در اوایل قرن گذشته بسوی سرزمینهای بالکان از جمله آلبانی رگه های فرهنگ ایرانی نیز با ایشان به این سرزمینها و خصوصا آلبانی راه یافت.
دراین میان شاید بتوان به نعیم فراشری شاعر مسلمان بکتاشی و فارسی گوی آلبانی بعنوان تبلوری از شخصیتی تربیت یافته میان دو فرهنگ شرق و غرب و یکی از بزرگترین سرمایه های فرهنگی برای ساخت پایه های دوستی دو کشور اشاره نمود. نخستین اثر وی تحت عنوان دستور زبان فارسی که در سال 1871 به چاپ رسید و دومین اثر ارزشمند او به زبان فارسی یعنی مجموعه مثنوی تخیلات که در همان سالها منتشر شد و جزو اولین کارهای او بود نشانگر میزان تاثیر پذیری وی از فرهنگ ایرانی و نیز نقش زبان وادبیات فارسی در قرون پیشین در نزد فرهیختگان و اهالی فرهنگ و ادب در این منطقه دارد. حتی دیگر آثار وی مانند مجموعه منظوم ارزشمند کربلا و نیز ارادت وی به حضرت ابوالفضل(ع) در اشعار وی نیز بی تاثیر از فرهنگ ایرانی نبوده است. از دیگر برادران فرشی به سامی نیز می توان اشاره نمود که جهان ایرانی در آثار وی بسیار به چشم می خورد و اتفاقا بنیاد سعدی کتابی را تحت همین عنوان به چاپ رسانیده است.
و اما از دیگر برجستگان آلبانیایی که نقش بسزایی در شناساندن فرهنگ ایرانی در این سرزمین داشتند می توان به مترجم برجسته و زبردست مرحوم وجیه بخارایی اشاره نمود که بدلیل تسلط بی نظیرش بر زبان فارسی آثار ارزشمندی را از این زبان به آلبانیایی ترجمه نمود که امروز جزو بزرگترین و شناخته شده ترین آثارادبی در آلبانی می باشند از جمله گلستان و بوستان سعدی و برگردان 3500 بیت از شاهنامه فردوسی .
درکنار این آثار وجود بیش از 700 واژه فارسی در زبان آلبانیایی که در محاورات روزانه نیز از بسیاری از آنها بهره گرفته می شود و نیز وجود بیش از دهها جلد نسخ خطی فارسی در آرشیو ملی این کشور و نیز در کتابخانه های شخصی افراد معرف دیگری از گذشته حضور فرهنگ ایرانی و زبان و ادبیات فارسی در تاریخ این کشور است. وجود برخی سنتهایی که ریشه از فرهنگ ایرانی دارند مانند جشن روز بهار که بسیار مشابه با بزرگداشت روز طبیعت در ایامی نزدیک با همان ایام در ایران است و همچنین سلطان نوروز بکتاشیان که یک روز پس از نوروز ایرانی است و اگر چه فلسفه وجودی آن درظاهر شاید با نوروز ایرانی متفاوت باشد لیکن در پشت لایه های ظاهری آن رگه های ایرانی دیده می شود همگی گوشه هایی دیگر از مشابهت های فرهنگی میان دو کشور است .
امروز بنیاد فرهنگی ایرانی سعدی شیرازی در طی این سالها تلاش نموده است ضمن معرفی فرهنگ و تمدن ایران اسلامی در این سرزمین، در نقطه مقابل بخشهایی از سرزمین آلبانی را نیز برای مخاطبان ایرانی در داخل سرزمین ایران معرفی نماید.
فصلنامه علمی فرهنگی پرلا از مجموعه منشورات فرهنگی این بنیاد که دربسیاری از محافل علمی و فرهنگی آلبانی توجه خاصی بدان می شود با مجموعه های ایرانشناسی و آلبانی شناسی خود در همین مسیر حرکت داشته است .
از سوی دیگر تنوع و فراوانی دیگر انتشارات فرهنگی این بنیاد به زبان آلبانیایی کتابخانه ای از فرهنگ ایرانی را به زبان آلبانیایی به این کشور و تمامی آلبانیایی زبانان منطقه هدیه نموده است که در آن مجموعه های ارزشمندی از آثار ، اندیشه ها و افکار بزرگانی از ایران از قدیم تا جدید که نه تنها در آلبانی بلکه در سطح محافل جهانی مورد توجه هستند را در خودجای داده است.
درکنار این فعالیتها بنیاد سعدی با ترتیب دادن نمایشگاههای هنری و برگزاری سمینارهای سالانه فرهنگی سعی نموده بر عمق تعاملات فرهنگی و نمایش اشتراکات سازنده فرهنگی دو کشور که در شناخت طرفین از یکدیگر و تقویت دوستی میان دو ملت اثرگزار است کوشا باشد.
درخاتمه بنیاد فرهنگی ایرانی سعدی شیرازی امیدوار است هر دو کشور از ظرفیتها و سرمایه های فرهنگی خود که کم نیز نمی باشند در شناخت هرآنچه بیشتر یکدیگر و افزودن بر غنای فرهنگی و دوستی استفاده کنند چراکه زبان فرهنگ نرم ترین و اثربخش ترین زبان برای تعامل و بیان اندیشه ها و رفع برداشتهای ناصحیح و سوءتفاهمات است .